میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

سبحان و سرماخوردگی

نفسم سلام چند روزه سرماخوردی و یه خورده حال نداری به طوریکه خودت گفتی مامان بریم دکتر گلوم درد میکنه . چند روز پیش رفتیم دکتر و آقای دکتر در کنار چند شربتی که داد یک آمپول هم نوشت و ما به شما گفتیم باید آمپول بزنی و شمام چون تا بحال نزده بودی ذوق کردی و رفتی سریع رو تخت دراز کشیدی . خلاصه همه آماده دست و پای شما رو گرفته بودن که آقای دکتر آمپول بزنه و شما میخندیدی و در نهایت تعجب و حیرت دیگران آمپول زده شد بدون اینکه صدای شما در بیاد فقط وقتی اومدیم بیرون بهم گفتی مامانی آقای دکتر خیلی محکم آمپول میزنه !!! فدات برم بس که تشویقت کردم و گفتم آقایی که گریه نکردی تو این چند روز به هرکی رسیدی گفتی من آمپول زدم گریه نکردم . عزیز نازنین...
29 مهر 1393

روزهای نازنین پسر

سلام نازگل من  این روزا با مهدکودک سرگرمی برعکس تصور من اینقدر آقا بودی که نگو اصلا روز اول اذیتم نکردی و تا بهت گفتم پاشو که بریم مهد شما پاشدی و لباساتو پوشیدی و با من اومدی . کلاست دقیقا کنار شهرک ترافیک مهدته و شما با دیدن ماشینا ذوق کردی و به من گفتی مامان برو سرکارت بعدا بیا دنبالم و اینجوری بود که راحت من رفتم سرکارم درضمن هر روز ظهر باهام دعوا میکنی که چرا اومدی دنبالم !!!!   اسم مربی امسالت خاله بنفشه است یک خانم مهربون و خوش برخورد فک کنم تقریبا همسن و سال خودم باشه خلاصه اینقدر ستاره گرم بود که منم ازش خوشم اومد .  این روزا تغییرات چشمگیری داشتی که بزرگ شدنت  رو بیشتر به نمایش میذاره یک موردش همین دیروز ا...
13 مهر 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد